کد مطلب : 19
تعداد دفعات بازدید : 1255

عنوان :

 گفتگو و آداب گفتگو خودش یک فصل است.- بخش اول

تاريخ ارسال : يكشنبه 21 مهر 87


 گفتگو و آداب گفتگو خودش یک فصل است.- بخش اول

 

هر رسانه بدون رو دربایستی و تعارف و با پرهیز از غلط اندازی در معرفی خود هم به مخاطب و هم به کسانیکه علاقه مند ند

یک تریبون اند ، بگوید که چه حد و حدود و فراتر از آن و مادون از آن را نمی پذیرد به نظر من این باید شفاف شود نمی توان

با تابلوی هر چه دل تنگت می خواهد بگو وارد شویم در حالیکه این گونه نیست.


• شما در نیمه اول دهه هفتاد معاون سیمای جمهوری اسلامی ایران  بودید قصد داریم درباره رادیوی تازه نفس گفت و گو که 

عمرش کمی بیش از دو سال است ،در خدمت شما باشیم چند روز پیش بحثی را تلفنی مطرح کردیدکه بحث تبادل منصفانه آراء 

در این شبکه است آنرا توضیح دهید؟

به نظر من اصل تاسیس یک امکان رسانه ای در قالب  رادیو برای گفتگو و بیان آراء و اندیشه ها ولابد بازخوردهایی که دوستان داشتند می تواند آیینه ای باشد از نظر ارزیابی  موفقیت و احتمالا نا کامی هایی اگر در رسیدن به اهداف اولیه بوده، ولی

 در مجموع به نظر من رادیو گفتگو به عنوان یک مجال برای تبادل منصفانه آرا ءو اندیشه ها و دیدگاههای  مختلف، نقش قابل قبولی به طور نسبی  داشته و اگر این الگو بتواند همچنان توسعه پیداکند و به مثابه  یک تجربه موفق و در عین حال معتبر و متین برای اینکه جامعه به این احساس برسد که می توا ن در افکار عمومی بدون وارد شدن به عرصه هایی که ارتباطی به اصل گفتگو و فرهنگ ارائه اندیشه و آراء  ندارد  مسائلی که حاشیه ای است بدون ورود به آنها می توان آنچه را که هر فرد به ذهنش می رسد و فکر می کند وافکار عمومی آن را باید بداند این در جامعه نهادینه شود به نظر من  یک گام  بلند و قابل قبولبرداشته شده و تا اینجا رادیو گفتگو می تواند یک نمره قابل قبولی رادر کارنامه خودش  مد نظر قرار دهد. البته حتما بپذیریم که آنچه در رادیو گفتگو و هر فرصتی که رسانه های  رسمی ما ورسانه های وابسته به نظام  در زمینه تبادل نظر و اندیشه ها ارئه دادند باید این موضوع همواره مورد توجه باشد که آنچه ارائه شده تمام  سرمایه اندیشه ای و فکری جامعه ما نیست و باید به این پرسش بعدی پاسخ داده شودکه دلایل اینکه ما هنوز بازتاب دهنده تمام این داشته های فکری نیستیم چیه ؟ آیا
بخشی بر می گردد به ارزیابی ،ذهنیت یا قضاوتی که چگونگی کار در رسانه  در گذشته در نگاه اندیشمندان است  وچه بخشی مربوط میشود به فرهنگ تحفظ و پرهیز. متاسفانه  در بین صاحب نظران ما در حالیکه در تمام دنیا کسانی که دارای اندیشه و نظری هستند استقبال می کنیم که امکان  رسیدن نظر شان به افکار عمومی فراهم بشود و اینها را باید بررسی کردو راه  گفتگو منصفانه و رسیدن جامعه به حقیقت از مجرای این گفتگوها فراهم بشود.


• چه آرایشی را این شبکه به بحث های گفتگویی بدهد ؟

به نظر من هر رادیو و رسانه ای بدون رو در بایستی و تعارف و با پرهیز از غلط اندازی در معرفی خود هم به مخاطب و هم به کسانی که علاقه مند ند که آن را به عنوان یک تریبون بپذیرندکه بگوید که چه حد و حدودی راو فراتر از آن و مادون ان را نمی پذیرد نمی توان با تابلو هر چه دل تنگت می خواهد بگو وارد  شویم من تعریفی از جایی ندارم من کلی می گویم نمی شود با آن تابلو وارد شد که هیچ محدودیتی ندارد و هر کس هر چیزی خواست بگوید در حالیکه به واقع این گونه نیست در هیچ جای دنیا این گونه نیست .

همان  روز های اول  راه اندازی شبکه گفتگو تا امروز مدیران و سیاستگذاران شبکه بر این باور بودند و هستند که خط قرمز ما فقط قانون اساسی است 

بسیار خوب  لطیفه ای در کشور ماست نوع برداشت از قانون اساسی است واقعیت این است که برداشت و تفسیر ازقانون اساسی توسط کسانی که اعلام می کنند به قانون اساسی وفادارند  ، از extremeتفسیر موسع تا بینهایت تفسیر مضیق داریم .وگاهی آنها آنقدر تضاد ظاهر دارند که آدم احساس می کند یک جای قضیه ایراد دارد. بنا براین قانون اساسی به عنوان  یک اصل کلی یک شاخص هست اما اینکه چه تلقی از قانون اساسی گوینده دارد خودش  یک تزاحمی در عمل  ایجاد می کند. بهترینش این است که در مصادیق رسانه مشخص می کند یعنی من بیایم در رادیو گفتگو از باز نگری درقانون اساسی دفاع کنم، البته نه اصولی که در قانون اساسی پیش بینی شده و صراحتا غیر قابل تغییر است .در اسلامیت نظام نه .اما در بقیه اصول بیایم بگویم که الان باید تمام اصول را تجدید نظر کنیم .و بعد هم نظر دهم .مثلا بگویم  اصل 175قانون اساسی  به این دلایل بایدعوض شود آیا این را در متن قانون اساسی و با فرض قبول قانون اساسی دارم این اظهار نظر را می کنم آیا دررسانه ای اجازه داده می شود چند جلسه درباره ضرورت بازنگری درقانون اساسی صحبت کنم  و اصولی که مد نظرم باشد همان اصولی که قانون اساسی ممنوع نکرده فکر نمی
کنم مدبران امر در رسانه ملی ما به دلیل مصالحه ای که برای نظام قائل است این امکان را بتوانند فراهم کنند. برای اینکه ما در حوزه قانون گذاری مجلس تجربه کردیم و می خواستیم همین کار را بکنیم اما به عنوان ساختار شکنی ازاین قضایا جلو گیری می کردند. من بعنوان  نماینده در پارلمان اجازه داده نمی شودکه بحث اصلاح قانون اساسی بکنم  .در اصول مجاز و قابل قبول برای اسلام همه اینها را شرط می کنم که نگویند می خواهند نظام جمهوری اسلامی را عوض کنند.  نه. جمهوری اسلامی وبا اصول لایتغیر آن هم کاری نداریم اما با اصولش همان طور که امام بعد از 10 سال از اجرای قانون اساسی اجازه دادند والان هم 20 سال می گذرد.

حال آیا رادیو گفتگو نباید به مردم و صاحب نظران حالی کند که به این مقولات نمی توان وارد شد .مثل اینکه بگوییم خلاف اسلام و قرآن صحبت نکنید خوب ما بر خلاف قران صحبت نمی کنیم .اما می آیم از قرآن تلقی ام را می گویم که ممکن است با تلقی شما متفاوت باشد.و تفاوتش ،تفاوت جدی باشد یعنی واقعا تفاوتی باشد که تعیین کننده است من می گویم لا اکراه فی الدین به این معنی که  هر کس هر دینی می خواهد آزاد است چون قرآن گفته دین اجباری نیست وبعد می گویم که کنوانسیون حقوق بشر هم همین را گفته و دین آزاد است . یک روشنفکر و یک دگر اندیشی بیاید این را به استناد قرآن بگوید خوب دیگر بحث ارتداد معنی ندارد. این  برداشت از قرآن در حالیکه بنده ای که معتقد به اسلام و قرآن وممکن است عقیده ام همین باشد و ارتداد یعنی تغییر دین اشکال دارد کسی که مسلمان است  نمی تواند برود مرتد شود حکم داریم برایش هر دوی ما به قران استناد می کنیم  آیا این قابل پخش است حتما جلوی آن را می گیرند باید این ملاکها دررادیو گفتگو خیلی شفاف هم در عمل هم در مصداقها  روشن شود . آنوقت برای من تعیین تکلیف می شود که آیا من می توانم از این رسانه استفاده  کنم و دیدگاههایم را بیان کن
م یا می روم به رزرویشن دیگری که این تحفظ را ندارد  .بنابراین فعلا باید از خود این صیانت کرد که دچار بلا نشود و رادیو گفتگو بتواند ادامه پیدا کند.

• آیا رسانه ملی بالاخره به  استراتژی رادیو گفتگو رسیددر طی این سی سال  یا نه؟ رادیو گفتگو یک تاکتیک رسانه ای است ؟

چه فرقی می کند که ما الان انگیزه یابی  کنیم که در ذهن تصمیم گیرندگان رسانه ملی ، جنسشان، در بازاررسانه ای دنیا برای  پاسخ دادن بخش خاصی ا  ین   کار را کرده یک حرکت تاکتیکی یا به اعتبار عقیده و راهبردی است  که مثلا، اینها دارند چون این خیلی مشکلی را حل نمی کند اگر می خواهیم وارد این قضیه شویم باید ارزیابی کنیم از روند کلی فعالیت رسانه در همه بخشها. یعنی رسانه صدا و سیمای رسمی کشور که انحصاری هم هست یعنی چون امکان اینکه برای یک بخش خصوصی هم نیست یک کارنامه ای دارد که  برای آن باید بحث جداگانه ای کرد که آیا واقعا تدابیر اتخاذ شده درطول سالها در هر دوره ای با هر مدیری در مجموع در راستای بستر گشایی و فراهم کردن بستر برای انتشار واقعی اطلاعات ،اخبار و دیدگاهها بوده یا به صورت چاشنی و گاهی اوقات مناسبتی و گاهی اوقات مقطع خاصی مثل انتخابات و گاهی اوقات جای خاصی مثل رادیو گفتگو بروز کرده. خلا صه اینکه از باب ذوق مقطعی یا از باب اعتقادی به هر حال هر مدیای رسمی ملا حظات حکومتی به خصوص در حوزه خبر ی صحبت می کنیم این مهر مقبولیت نظام و  حاکمیت  را دارد این از یک طرف محدودیت و از یک طرف اعتبار است .اعتبار به اینکه امضا پا
یش است و محدودیت به خاطر توجه به ملاحظات و مصلحتهای دولت و نظام است .وآزاد به معنای اینکه قید و بندی ندارد نیست و این محدودیتش ،اعتبارش است.

.صدا و سیما واقعش این است که نوسان داشته گاهی اوقات در دشت سر سبز فعالیتهاش مواجه می شده با یک فضای گل و بلبلی از نظر گفتگو فراهم شده به همین دلیل هم قانون اساسی را صدا و سیما به عنوان شاخص مطرح میکند در قانون اساسی با تصویبی که شده با ارزیابی که از کارشناسان و بزرگانی مثل شهید مطهری ،شهید بهشتی همین طور باید باشد و این امکان فراهم شود آنزمان به دلیل هژمونی فکری که مارکسیسم در یک بخشی ازعالم داشته به عنوان نماد تحمل دگر اندیشی مارکسیسم مطرح می کنیم آقا ما اجازه دهیم مارکسیست ها و ملحدین و ماتریالست ها هم بیایند نظراتشان را بدهند. خوب امروز آنها زیاد  موضوعیت ندارند در روزگار ما موضوعات دیگری هست یعنی ممکن است اجازه داده شود که لیبرال دموکراسی به عنوان یک اندیشه و مدل بیاید در جامعه ما ازاندیشه ،مدل و تفکر خودش ارائه بدهد توضیح دهد و  دفاع کند  و کسانی دیگر ممکن است ایده ای داشته ومطرح کنند بدون اینکه به کسی انگ زده بشود. این هست ولی متاسفانه در صدا وسیما این گونه نیست من از موضع کسی که مسئول بوده نه از موضع کسی که بیرون بوده اعتراف و خود انتقادی می کنم  به عنوان بخشی که دراین ماجرا موثربودم که در جامعه ما تلو
رانس قابل قبول با رعایت  تمام ملاحظات  درست برای تحمل افکار مختلف و به خصوص انتشار اخبار بدون آمیختن با تفسیرو نتیجه گیری و القاء نداشته، نداریم وهنوز هم نداریم و هنوز هم متاسفانه  به صورت الگوی دوران  حاکمیت بلوک شرق رفتار می کنیم . مثل پدری که نسبت به استقلال جوان بالغ شده خودش رفتار دوران کودکی را می کند و دلواپس است که نکند یک اتفاقی بیافتد وخطری متوجه او شود .رفتارمان نسبت به انتشار عرصه اخبار و اندیشه و همه آنچه که اطلاعات رفتارمان ،رفتار قیم مابانه است و هر چه بر آن اصرار ورزیده شود به نظر من از خاصیت رسانه ای کاسته می شود و چون این نیاز در کالبد جامعه وجود دارد از طرق دیگری تغذیه می شود .

• یکی از روزنامه نگاران مطلبی در روزنامه داشت در مورد یکی از برنامه های گفتگویی سیما و این برنامه را نقد کرده بود ،برنامه را اینجور دیده بود: سه همسو نشسته بودند بر روی یک موضوع واحدی بحث می کردند. می خواست روزنامه نگاربگوید که این گفتگو نیست این چیز دیگری غیر از گفتگوست یکی می گفت و دیگری با سر تایید می کرد. پس ممکن است سیمای ما این کار را بکند و رادیوی ما در گوشه ای دیگر بیاید و یک کار دیگر بکند ؟

همین طور بحث گفتگو و آداب گفتگو خود.ش یک فصل دارد  من در شهروند مقاله ای داشتم به نام گفتگو و تقسیم بندی کردم که چند نوع گفتگو داریم یک نوع گفتگوی هست به نام گفتگو دلدادگان . آنهایی که در مرحله انتخاب همسرند به دلیل علا قه اولیه وقتی با هم گفتگو می کنند تمام اظهار نظرها و بر داشتها یشان مورد تایید همدیگر است مثل اینکه ما برای هم خلق شده ایم، دو نیمه یک سیب هستیم و من عینا مثل تو حرف می زنم این شیوه دلدادگان است که البته  دررسانه ما هست در درون احزاب ما هم هست به چه دلیل احزاب ما خود انتقادی ندارند .و رشد نمی کنند به این دلیل که این شیوه از گفتگو را دارند وچالشی و انتقادی بر خورد نمی کنند .این گفتگو نیست برای همان دلدادگان خوب است .

.الگوی دیگرالگوی همسران ناراضی است واینقدر دعوا و مرافعه کردند که کارشان به دادگاه کشانده شده و طوری گفتگو می کنند که یک نقطه مشترک ندارند و سر انجام این دعوا و مرافعه، جدایی است واین گفتگو هم مناسب نیست .

الگوی دیگر الگوی گفتگو نمایشی است الگویی که حاکمان آن را تدبیر می کنند که یک نفر بیاید و یک مقام مسئولی هم بیاید و آنها هم بیایند حرف هایشان را بزننداین گفتگو هم درست نیست و یکسری تعارفات که هیچی از آن در نمی آید وخطابه است نه مخاطبه . خطابه یک طرفه است ومخاطبه دو طرفه .

.بعد یک الگویی است به نام الگوی گفتگو قهوه خانه یا الگوی گفتگوی بازنشسته ها در  بوستان ها که خیلی ملموس است .شما اگر به پارک بروید یک عده نشسته اند در پارک ها که هر روز همدیگر را می بینند درباره همه چیز گفتگو می کنند و با هم اختلاف نظر دارند. اصل گفتگو و بهترین الگوگفتگو در پارک است به دلیل اینکه نگران نیست که از هم دیگر قهر کنند یا فردا همدیگر را نبینند محافظ ندارند و هر چه در ضمیرش است بیرون می ریزد و رفاقتشان برقرار است ، در حالیکه یکی احمدی نژادی است ودیگری خاتمی ،یکی هاشمی یعنی یک نوع مونو گرافی .رسانه باید یک فضای  قهوه خانه ای باشد وبه معنای اینکه  تریبونی باشد که فقط  امکان کنار هم نشستن آدمها  را فراهم کند و تلاش کند که بر انگیزندبحث را ، نه اینکه کنترل کند.گره افکنی کند  که بگویند و بگویند البته در قهوه خانه اجازه نمی دهیم  سیگاربکشند ،نباید دست به یقه شد.  می نویسد آنجا  مانیفست مااین است پروتکل این است  و به دیوار چسباندند .

یعنی باید برون افکنی باشد آنچه را که به ذهنش می رسد حتی اگر حرف خطا بزند همه که نباید حرف درست بزند.قرار است همدیگر را بروز دهند .و در یک تعامل دوجانبه و چند جانبه در یک موضوع خاص، شنونده و مخاطب حقیقت را کشف کنند وکشتزاری است که بوسیله شرکت کنندگان بحث به ثمر میرسد که میوه ریز و درشت دارد مشتری که همان مخاطب هست، باید حواسش جمع باشد که همان میوه درشت را برچیند و ببرد به منزلش ، او دیگر به ما مربوط نیست و بسته به ظرف نیازذهنی  او دارد این می شود شیوه گفتگو و الا این شیوه که ما دو نفر را می آوریم و حواسمان هست که این آقا خیالمان راحت پاستوریزه حرف میزند بنابراین به او مجال می دهیم تا اون می آِیدحرفی بزند بایک تدابیر... اجازه ندهیم یا به گونه ای بحث را دنبال کنیم گفتگو یک جنگ حیدری -نعمتی راه بیاندازیم نه گفتگو جنگ  گلادیاتور بازی و خروس نیست .رسانه هم اگر بخواهد مهره ای بیاورد و حالش را بگیردو کسی را داغ باطله بزند خیانت کرده به اصل فرهنگ گفتگو. یک جریانی از نظر ما باطل و بیاییم داغ باطل است بر افکار عمومی بزنیم این اتفاق یک بار می افتد دفعه بعد چه؟ مگر اینجا مغازهایی است که می خواهد یک بارکار کند.؟

    بشنوید

بر گرفته از سایت رادیو گفتگو به آدرس :
http://www.Radiogoftegoo.com/RadioSheet/Afkar/afkarview.php?ID=19