دبیر ستاد تعلیم و تربیت شورای عالی انقلاب فرهنگی، برای مدیریت اضطراب ناشی از آزمون سراسری، راهكار «تعدد آزمون» را مطرح كرد.
سید جلال موسوی، به تحلیل وضعیت موجود كنكور و طرحهای تحولی شورای عالی انقلاب فرهنگی پرداخت و با اشاره به آمار رضایت دانشآموزان و والدین از معلمها، كه در حدود 50 درصد تخمین زده میشود، یكی از عوامل اصلی این دلزدگی را «دلزدگی از فرایند آزمون» و «تبلیغات گسترده كنكور» دانست.
وی، برای مدیریت اضطراب ناشی از آزمون سراسری، راهكار «تعدد آزمون» (برگزاری چندباره آزمون در طول سال) را مطرح كرد تا فشار ناشی از سرنوشتساز بودن آزمون یكروزه كاهش یابد. علاوه بر این، راهكار مدیریت ظرفیت پذیرش در رشتههای پرمتقاضی و افزایش ظرفیت در رشتههایی با بازار اشتغال مناسب، بهعنوان تدبیری كلیدی برای ساماندهی و كاهش استرس دانشآموزان ذكر شد.
یكی از مباحث محوری كه در این گفتوگو مطرح شد، بحث تأثیر تفاوت سطح مدارس دولتی و غیردولتی بر معدل و، در نتیجه، بیعدالتی در كنكور بود. موسوی، ضمن تأیید اهمیت این موضوع در هر دو حوزه معدل و كنكور، به آمارهای رسمی وزارت آموزش و پرورش استناد كرد كه نتایج قابلتأملی را نشان میدهد. بر اساس دادههای واقعی، دو سال پس از تأثیر قطعی مصوبه، استانهای محروم در میزان قبولی مبتنی بر سابقه تحصیلی، موفقیت بالاتری كسب كردهاند.
وی دلیل این موفقیت را در رویكرد آموزشی مدارس دولتی جستوجو كرد: «معلمهایی كه از دانشگاه فرهنگیان و دانشگاه دبیری شهید رجایی فارغالتحصیل میشوند، مبتنی بر نكات تشریحی آموزش میبینند و فرایند آموزشی در مدارس دولتی نیز تشریحی است.» این در حالی است كه مدارس دولتی، طبق آئیننامهها، حق ندارند آموزش تستزنی بدهند، زیرا هدف نظام تعلیم و تربیت، آموزش تست نیست.
دبیر ستاد تعلیم و تربیت شورای عالی انقلاب فرهنگی، ریشه اصلی مشكل را در پارادوكس میان نوع آموزش و نوع ارزشیابی دانست و تأكید كرد: من آموزش تشریحی میدهم، اما زمانی كه میخواهم ورود به دانشگاه را مشخص كنم، آزمون تستی میگیرم. این تضاد، دانشآموز مدرسه دولتی را مجبور میكند برای یادگیری مهارت تست، هزینه كند و به مؤسسات خصوصی مراجعه نماید؛ امری كه به نفع مدارس غیرانتفاعی است كه عموماً كلاسهای فوقالعاده و تست برگزار میكنند و دانشآموزان توانمندتر مالی میتوانند بهراحتی از پس هزینههای كلاسهای كنكور برآیند.
موسوی تصریح كرد: اگر آمارهای وزارت آموزش و پرورش نشان میدهد كه استانهای محروم، بعد از تأثیر قطعی، درصد قبولیشان بیشتر شده، دلیلش این است كه مدارس دولتی آموزش كلاسهای كنكور بهصورت تست را ندارند.
وی با نقل خاطرهای از نشست با اساتید دانشگاههای معتبر كشور (تهران، شریف، امیركبیر و شهید بهشتی)، پرده از یك معضل جدی در نظام آموزش عالی برداشت. وی اظهار داشت: یكی از اساتید دانشگاه معروف ما بیان میكرد ورودیهای ما هر سال ضعیفتر میشوند. ما الان مجبوریم درسهای دبیرستان را دوباره به دانشآموزان ترم اول یاد بدهیم. این ضعف علمی در حالی است كه دانشآموزان امروز تلاش مضاعفی برای كنكور دارند. دلیل این پدیده، در ذات آزمونهای تستی نهفته است.
موسوی، با ذكر مثالی از یك معلم فیزیك كنكور، توضیح داد: یك سوال فیزیك كه حل تشریحی آن 12 دقیقه زمان میبرد (در حالی كه دانشآموز در كنكور حدود یك دقیقه وقت دارد)، با استفاده از یك «نكته تستی» خاص، در كمتر از 30 ثانیه، بدون نیاز به فهم عمیق مبحث، به جواب میرسد.
وی در رادیو گفتگو افزود: دانشآموز بهجای اینكه سرفصل را بخواند، تست یاد میگیرد كه بتواند تست بهتر بزند. اصلاً مقصر دانشآموز نیست؛ دانشآموز كار منطقی را انجام میدهد.
موسوی در ادامه، سیاستگذار را مقصر اصلی دانست كه محتوایی را ملاك آزمون قرار داده است كه نه به درد دانشگاه میخورد و نه به درد زندگی دانشآموز. دانشجویان ترم سوم نیز در جلسات تأیید كردهاند كه نكات تستی كه برای قبولی در كنكور آموختهاند، هم «بهشدت فرّار» است و هم «كاربردی» در نظام آموزش عالی ندارد.
دبیر ستاد تعلیم و تربیت شورای عالی انقلاب فرهنگی، به فلسفه حذف دروس عمومی از كنكور تستی اشاره كرد و هدف آن را مقابله با آموزش مهارتهای تستی، بهجای یادگیری واقعی، دانست.
وی با ذكر مثالهایی نشان داد كه دانشآموزان و دانشجویان در نوشتن یك درخواست ساده یا روخوانی و ترجمه متون عربی و انگلیسی ناتوان هستند.
در نمونهای جالب، یك تست دینی سال 13991400 به یك روحانی داده شد و وی پس از بررسی، عنوان كرد: من هر چهار گزینه را درست میبینم. این نشان میدهد كه آزمونهای تستی دینی، نهتنها دین بچهها را قوی نمیكردند، بلكه چارچوبهای غلطی برای ارزشیابی محتوای عمیق دینی ایجاد كرده بودند.
دبیر ستاد تعلیم و تربیت شورای عالی انقلاب فرهنگی، در پاسخ به پرسش نهایی درباره چشمانداز كنكور در دهه آینده، بر اساس تخصص خود در علوم تربیتی، تأكید كرد: «ما باید از حالت ارزشیابی تستی و كمی خارج شویم و به طرف ارزشیابی كیفی برویم.
وی الگوی كشورهای موفق در نظام آموزشی، نظیر فنلاند و كشورهای اروپایی و آمریكایی، را راهكار رسیدن به این هدف دانست. این تحول نیازمند حركت بهسوی «سیستم ارزشیابی غیرمتمركز» است؛ به این معنا كه نظام آموزش عالی باید به استقلالی برسد كه بتواند ورودی خود را بهدرستی مشخص كند و هویت و استقلال لازم به نظامهای آموزشی و عالی داده شود.
موسوی در مصاحبه با رادیو گفتگو، تصریح كرد: ما باید به طرف آزمون تشریحی برویم و آزمون تستی را حذف كنیم. اگر بخواهیم بلندمدت بچههای ما قوی شوند و تحصیلشان به درد زندگی، كار و ادامه تحصیلشان بخورد، باید آزمون تستی را حذف كنیم و بهجایش آزمون تشریحی را نهادینه كنیم.
وی ابراز امیدواری كرد: امیدواریم این نظام ارزشیابی جدید، به نفع دانشآموزان، والدین، نظام آموزشی و نهایتاً كشورمان باشد.