کد مطلب : 14
تعداد دفعات بازدید : 1220

عنوان خبر :

25 سال قبل در تجلیل از شهید مطهری
شهید مطهری در کلام مقام معظم رهبری، دکتر حداد عادل، دکتر جواد لاریجانی و حجت الاسلام محقق داماد

تاريخ ارسال خبر : سه شنبه 15 ارديبهشت 88

 

 

25 سال قبل در تجلیل از شهید مطهری
شهید مطهری در کلام مقام معظم رهبری، دکتر حداد عادل، دکتر جواد لاریجانی و حجت الاسلام محقق داماد

 

25 سال قبل در تجلیل از شهید مطهری
شهید مطهری در کلام مقام معظم رهبری، دکتر حداد عادل، دکتر جواد لاریجانی و حجت الاسلام محقق داماد


به مناسب سالگرد شهادت متفکر بزرگ اسلام، شهید مرحوم آیت الله مطهری این توفیق را داریم که، با مردم و ملت علاقمند به افکار اسلامی خودمون، وبه این شهید هم ،علاقمند و نسبت به ایشان شدیدا گرایش مند هستند، درباره این شهید بزرگوار قدری صحبت کنیم.

شنیدم در ملاقاتی که امسال خانواده شهید مطهری با حضرت امام داشتند ، ایشان فرمودند که آقای مطهری ازهمه شهدای انقلاب زنده ترند، این یک واقعیتی است که حضرت امام به آن تصریح فرمودند، علت هم رواج افکار این شهيد عزيز و کتابهای ایشان درهمه جای اقطار جامعه ماست،و بخصوص افرادی که اهل تفکر و تدبر در مسائل اسلامی هستند.

با این حال من فکر می کنم، شخصیت شهید مطهری همچنان درخور و نیازمند معرفی بیشتربرای مردم ماست و برای مسلمان های روشنفکر و انقلابی در سایر مناطق جهان.

یک نکته ای را در باب این شهید بزرگوارمن عرض می کنم و بعد، برادران عزیزمان که تشريف دارند اینجا ، فرصت خواهند داشت که جوانب گوناگون شخصیت وابعاد مختلف فکری اين بزرگوار وشخصيت ایشان را تشریح کنند.

این نکته ای را که می خواهم بگویم این است که ، تفکر نوین اسلامی، آن چیزی که ما به آن تفکر متجددانه و روشنفکرانه اسلامی می گویم كه از حدود یک قرن، يك قرن و نیم در بین متفکرین مبارز و انقلابی جهان اسلام آغاز شد و رشد کرد از قبیل آزادی خوهان مبارزهند یا مصر، مرحوم سید جمال و علمای بزرگی که در اقطار جهان اسلام بودند، مرحوم آیت الله نائینی در یک بخشی از این میدان و صحنه ،این تفکر اگرچه در ايران، قدري دیرترازبرخی  کشورهای اسلامی شروع شد اما عمیق تر و پخته تر و همه جانبه تر مطرح شد.

عمد تا این تفکر نوین اسلامی ناظربه این است که اسلام را به صورت يك مکتبی مطرح کند که هم شامل یک نظام فکری است، که گره های ذهنی مردم جهان را باز می کند، به سوالات را پاسخ می دهد ، شبهاتی که در باره خداشناسی ويا سایر مسائل اسلامی است برطرف می کند و پاسخگوی  نیاز فکری بشر متحول و مترقی این زمان است.  و همچنین یک نظام اجتماعی را ، يك نظام زندگی را ارائه می كند  و به اصطلاح رایج اسلام به عنوان مکتب زندگی، فلسفه ای برای اداره زندگی انسان است .  خصوصیت این نوع طرح اسلامی است که از آن تعبیر می شود به اسلام وشنفکری و اسلام نوآور.

خب می دانیم که در مصر روشنفکرانی بودند و کتاب های نوشتند در هند هم همین طور، در سایر اقطار اسلام نیز همین طور ، لیکن در ایران از سالهای بعد از پایان اختناق رضاخانی، این تفکر یک اوجی پیدا کرد و روشنفکران زيادي و همچنين دانشمندان و علمای زیادی در حوزه ها و خارج از حوزه ها به این نوع مطرح کردن اسلام پرداختند.

یک خطر بزرگی در چنین مواقعی همواره تهديد ميكند  آن جامعه ای را که به سوي این نوع تفکر روی می آورد و آن خطر آلوده شدن و آمیخته شدن تفکر ناب اسلامی با افکاری است که از خارج وارد می شود. بخصوص وقتي توجه کنیم که افکار غربی با زرق و برق فراوان و با جاذبه زیادی که برای جوانها بخصوص و نواندیشان داشته، غالبا جای خود را در بسیاری از مکاتب فکری و فلسفی بازکرده ، یا بعد از تفکرمارکسیستی و مادی گری چپ که با سرو صدای زیادی وارد بازار تفکر جهان ودر ذهنیت عالم وارد شد.

خطر عمده در این دوران این بود که آن چیزی که به عنوان فکر نوین اسلامی ارائه می شود، آلوده و آمیخته به این افکار باشد و در واقع یک تفکر التقاطي باشد.

متاسفانه در کشور ما این اتفاق افتاد، یعنی بعد از سالهای اختناق رضاخانی که گفتيم متفکران ودانشمندانی  افکار اسلامی را مطرح کردند، رگه های فکر التقاطي  در آنچه كه به عنوان اسلام نوین و اسلام گاهي  مبارز و انقلابی یا نظام دار یا مکتب زندگی اسلام، مطرح شد،آن چیزهایی که نشانه هايی از وجود تفکر التقاطي بود در اینها مشاهده می شود.

و من  نمی خواهم اسم بیاورم از اشخاص و سردمداران و کتاب نویسانی که چیز نوشتند، لیکن کسی که در عالم فکر اسلامی در این سی سال اخیر باشد خوب می فهمد که کجاها تفکر التقاطي هست.

حتی بعضی ها كه  در سلک روحانیت بودند و آشنایی با معارف حوزی هم داشتند، در عین حال حوزها ی  علمیه هم  نتوانستند به طور کامل حکم برکناری بدهند و خودشان را می باختند  .

آن خصوصیت برجسته و ممتازی که من در مرحوم استاد شهید عزیزمان آیت الله مطهری مشاهده می کنم این است که ایشان آن کسی است که توانست تفکر اسلامی را با استفاده و استمداد از تمام عناصراصلي  اسلامی از فقهش، ازعرفانش ،از فلسفه اش از نظرات اجتماعی اش،  مطرح کند و کاملا کوشش کند و در این کوشش موفق شود که رگه باریک و کوچکی هم از تفکرات وارداتی خارجی غربی و شرقی در این تفکر اسلامی نگنجد.

ایشان از سالهای 33 و 34 که ارائه تفکرات فلسفی را شروع کردند، فلسفه ناب اسلامی به شکل دنیا پسند و منطبق با نیازها و سوالات روز مطرح کردند که در پاورقی های روش رئالیزم مرحوم آیت الله علامه طباطبائی دیده می شود و بعد نیز به بخش های مختلف تفکرات اسلامی وارد شدند، در مسائل تفسیر و مسائل فقهی ، آنجا که طرح مسائل فقهی در این دوره لازم بود مانند مسئله حجاب و یا از این قبیل.

مسائل فلسفی و کلامی مانند عدل الهی ، واژه های اسلامی و تبیین فرهنگ رایج قرآنی مثلا در قدیمی ترین کارهای ایشان بحث تقوا ، که ایشان برای اولین بار معنای تقوا را در تفکر جدید معاصر تشریح می کند ، این خصوصیت شهید مطهری است.ومن معتقدم که این تفکر اصیلی که این انقلاب بزرگ و نظام جمهوری اسلامی بر مبنای آن قرار گرفت ، تفکری بود که یکی ازبزرگترين منادیان آن، شهید مطهری بود.

اگرچه حرف های اسلامی بعضا شيوا و خوب و انقلابی زیادی در دوران نهضت قبل از پیروزی انقلاب گفته شد ولی هیچ کدام از آنها قائده اسلام نبودند و آدم احساس می کند این حرف ها با این انقلاب و نظام خودی نیست و در واقع حالت بیگانه است آنکه کاملا خودی است ، مبنا و راه گشاست، تفکرشهید مطهری است.این همان نکته ای است که می خواستم مطرح کنم.

دکتر محقق داماد

بسم الله الرحمان الرحیم

بنده به فرمایشات شما اضافه می کنم که نظر طلبه ای مانند من، مرحوم مطهری، حق عظیمی به علوم اسلامی دارند که منظورمان از علوم اسلامی منطق، فلسفه، فقه، اصول،تاریخ ، تفسیر و دیگر رشته های علوم اسلامی است.

استاد مطهری علوم اسلامی را احیا، نوسازی وآنرا منطبق با نیازهای جامعه روز کردند.

قبل از نهضت علمی مرحوم مطهری در حوزه های معاصر، علوم اسلامی، بو و رنگ چند صد ساله به خود گرفته بود ولی اين توان و نبوغ  استاد مطهري بود كه با كمال رشادت مطرح كرد كه ميتوان، فلان معضل فلسفي كه امروز در آكادمي هاي فلسفي دنيا مطرح است  می تواند پاسخگوی فلان معضل فلسفی دنیا، که در آکادمی  های فلسفی دنیا مطرح است باشد.

این مسئله برایم خیلی جالب است که این نقش را در ایشان می بینم و من فکرمی کنم که درباره این مسئله باید بیشتر گفت و گو شود.

با نهضت مرحوم مطهری برای ما ثابت شد که بسیاری ازمسائل علوم اسلامی که برای ما خسته کننده و زائد طلقی می شد، نه تنها زائد نیست بلکه می تواند جدیدترین و زنده ترین مسئله مطلب های علمی باشد.

برای مثال در دوره ما در حوزه های علمیه  این مسئله گفته می شد که یکی از مباحث سنگین اصول باید کمترشود ، حتی بعضی اوقات تدریس نمی شد ولی مرحوم مطهری بسیاری شبهاتی که امروز در فلسفه الفاظ آمده ، را با استفاده از همین مبحث بیان می کرد.

به هر حال این اعتقاد را ایشان داشت و آشکارا ثابت کرد که هنوز هم ابتکاراتی از دانشمندان اسلامي همچون فارابی و بوعلی می تواند پاسخگوی بسیاری از مشکلات امروز در مباحث عقلی باشد، مانند بحث معقولات ثانیه که تا قبل از شهید مطهری فقط یکی از مباحث فلسفی بود اما مرحوم مطهری توانست همین مباحث را به نحوی مطرح کند که راه گشای بسیاری از مسائلی باشد که دانشمندان در حل آن ناتوان شده بودند.

در یکی از محافل علمی ، شخصی یکی از معضلات مطرح شده در کلام مسیحیت را عنوان کرد که ایشان خیلی راحت گفتند که پاسخ این مسئله توسط قاضی عضد ايجی در فلان قرن ارايه شده است.و وقتي بيان كرد همين فردي كه مطرح كرده بود ازآن دانشمند مسيحي، تصديق كرد كه اين بيان ، بياني كامل تر و رساتراست.   در هر حال مرحوم مطهری حق عظیمی در به روز کردن علوم اسلامی دارد.

جواد لاریجانی

شهید مطهری رحمة الله علیه با فکری نقاد و ذهنی تیزی که داشتند به مسائل بسیار متعددی حمله ور شدند و هر کدام از آن زاویه خاص بر حسب موضوع قابل تحقیق است.


شاید در دو جهت از شان فلسفه استاد مطهری کمتر توجه شده است ، اول اینکه در مباحث میان فلاسفه اسلامی توجه ایشان به معرفت بیش از بقیه است، در فلسفه معروف است که سه شهر آباد وجود دارد، بحث متافیزیک ، معرفت و سیاست البته گاهی یکی از این موارد پایتخت است و بقیه شهر .

متافیزیک از زمان سقراط تا امروز در فلسفه اسلامی به عنوان پایتخت باقی مانده لیکن در غرب از قرن شانزدهم به بعد مبحث معرفت پیش افتاد و امروز هم پایتخت در غرب معرفت است.

لذا با کانت فلسفه نقادی شروع می شود و در قرن  نوزدهم و اویل قرن بیستم فلسفه نقادی با گروهی تکمیل می شود و امروز فلسفه نوین زبان شناسی ، هشتاد درصد تحقیقات فلسفه غرب را به خود اختصاص داده است
.
مرحوم مطهری یک گرایش خاصی به مباحث معرفت دارد و در طول کار هم این مسیر ادامه می یابد یعنی از فلسفه نقادی به فلسفه تحلیلی و به جهات زبان شناسی جدید.

معروف است فلاسفه ای که تفکراتشان یک سیستمی دارد بعد از مرحله ای چیزی به اسم اثر مادر برای خود تهیه می کنند ولی در آثار مرحوم مطهری چنین چیزی وجود ندارد و بیشتر آثار ایشان تعلیمی است برای آموزش به شرح نوشته شده است.

دلایلی وجود دارد که نشان می دهد ایشان به سوی تدوین اثر مادر در حرکت بودند ولی این فرصت را به دست نیاوردند از جمله دلایل یکی همین توجه به جزئیات و جهات معرفت است یکی از دیگر از این دلایل شجاعت ایشان در حمله به مسائل مشکل بود و در علوم خصوصا در فلسفه اگر کسی جرات حمله کردن به مسائل مبهم را نداشت باشد فقط آثار دیگران را در آن حوزه ترجمه می کند ولی شهید مطهری به مسائل مبهم حمله ور می شد ضمن اینکه حضور ذهن بالای ایشان نیز برای من بسیار جالب بود.

من فکر می کنم برای طلاب و دانشجویان فلسفه از همه این موارد مهم تر این مطلب است که ایشان با پای خود به ایستند و ما اگر نتوانیم با پای خود راه رویم هیچگاه فیلسوف نمی شویم و فقط خواننده کتب می شویم.

آثار ایشان نیز نشان دهنده ی این است که ایشان می خواستند شاگردان شان خودشان بپرند و این پرش را یاد بگیرند.

به عبارتی چه در محتوای تفکر اسلامی و چه در تعلیم و تربیت  ایشان این ویژگی برجسته را داشت.

دكترحداد عادل

از میان خصائل فراوان آقای مطهری ، می خواهم به یکی از خصوصیت های ایشان می خواهم اشاره کنم و آن روزگار شناسی و زمانه شناسی ایشان است که همان طور که در حدیث آمده کسی که عالم به روزگار خود باشد گرفتاری و پلیدی بر او هجوم نمی آورد ، آقای مطهری مصداق بارز عالم به زمان خود بودند ، اگر شهریور 1320 را مبدا قرار دهیم و جریانات فکری که در جامعه ما بعد از آن پدید آمده نگاه کنیم می توانیم دورنمایی را که آقای مطهری در آن سالها پیش چشم داشتند ، پیش خود ترسیم کنیم.

بعد از پایان دوران دیکتاتوری رضاخان ، در جامعه ما افکار گوناگون غیر اسلامی به دلیل آزادی سیاسی و اوضاع اجتماعی ( که پس از سرنگونی این دیکتاتوری به وجود آمده بود ) مجال رشد و بروز پیدا کرد.

از یک سو غرب زده ها که تعدادشان نیز زیاد بود، فعالیتشان را ادامه می دادند و شدید تر می کردند جریان دیگر مارکسیسم بود که از لحاظ فکری و فلسفی با تظاهر به علمی بودن جاذبه ایجاد کرده بود گرچه دیکتاتوری شدید رضاخان از نظر اجتماعی نیز خود زمینه را برای مقبولیت مارکسیست ایجاد کرده بود و این امر سبب شد مارکسیست به عنوان یک خطر در مقابل اندیشه اسلامی در جامعه ما ظاهر شود.

آقای مطهری در فاصله شهریور 1330-1320 با این جریانات فکری مواجه هستند. بعد از 28 مرداد گرچه اوضاع از لحاظ سیاسی و اجتماعی متفاوت شد و لی آوار اندیشه های غیر اسلامی همچنان رو به فراوانی بود.

اگر طی سالهای شهریور 1330-1320 فلسفه اسلامی درمعرض هجوم بوده بعد از سالهای 50-32  امواج جدید اندیشه های الحادی به صورت روانشناسی و جامعه شناسی ، فلسفه اخلاق و فلسفه تاریخ مطرح می شود.

از سوی دیگر روحانیت ما از سوی دیکتاتوری رضا خانی به علت تحمل حداکثر فشار ، نتوانسته میدان عمل وسیعی داشته باشد.

از سوی دیگر وجود اندیشه های خرافی و انحرافی به اسم مذهب ، جبهه مذهب را در مقابل حملات ناتوان کرده بود.

 آقای مطهری در یک چنین روزگاری آغاز به گفتن و نوشتن می کند، خصلت بارز ایشان شناخت دقیق مواضع حمله و ضعف مواضع خودی و همچنین دست بکار شدن برای پاسخگویی به انواع شبهات است.

شهید مطهری خیلی قهرمانانه موفق به حفظ اصالت ها و ارزشهای تفکر اسلامی و معارف اسلامی می شوند.

من تشبیه می کنم کار ایشان را به کسی که یک گوهر ارزشمند را متناسب با یک انگشتری تازه تراش می دهد و آن نگینی می سازد برای این انگشتری .

ایشان از معارف اسلامی ، قرآن و معارف اهل بیت با هنرمندی تمام نگینی تراش یافته درخور مقتضیات فکری روزگار خود ایجاد کردند و آن را خیلی موزون بر روی آن انگشتری قرار دادند.

اگر آقای مطهری موفق به جذب دانشگاهیان به سوی اسلام شد به جهت حضور فیزیکی ایشان و استادی ایشان در دانشگاه نبود بلکه علت اصلی مسئله شناسی ایشان بود، به عبارت دیگر مسائلی که دانشگاهیان با آن مواجه بودند و دانشجویان مسلمان از آن رنج می بردند، ایشان شناختند و علوم و معارف اسلامی را برای حل آن مسائل به کمک گرفتند.


مقام معظم رهبری:

 یک نکته دیگر در شخصیت شهید مطهری این است که ایشان این موفقیت های فکری و علمی و ورود در این میدان های بسیار مهم را با یک تعبد عملی همراه کرده بودند که در ایشان به صورت یک سلوک عرفانی در آمده بود.

البته چون چند سالی از شهادت ایشان گذشته و طی این مدت حرف های زیادی در مورد ایشان زده شده است و در مواردی جزئیات زندگی خصوصی ایشان نیز برای مردم گفته شده ، خیلی ها آشنا هستند.

لیکن در آن زمان ها غالبا کسی تصور نمی کرد ، آقای مطهری که میدان دار مسائل علمی  و نویسنده و استاد دانشگاه و بحاث در مسائل گوناگون و در برهه ای هم در مسائل سیاسی به صورت خیلی تند در اوایل شروع نهضت وارد شده بودند.

کسی فکر نمیکرد، فردی با این دید روشنفکرانه و نوآور در مسائل اسلامی ، آدمی سالک و متعبد عملی هم هست که مقید به تهزیب نفس هم هست.

ایشان حقیقتا چنین آدمی بود، من شبی را به یاد دارم که ایشان در مشهد منزل ما بودند ، شب ها که قبل از خواب ایشان قرآن تلاوت می کردند، لیکن آن شب صدای گریه ایشان در نیمه شب که در حال عبادت بودند ، افرادی از خانواده ما را که در اتاق مجاور ایشان خواب بودند ، بیدار کرده بود و همه فهمیدند که ایشان در حال دعا و عبادت است.

زمانی از ایشان برنامه هایشان را پرسیدم ، گفتند من به فکر این هستم که خود را از دانشگاه بازنشسته کنم و بروم مانند فلان روحانی زندگی کنم  که ایشان آن روحانی را نام بردند و یکی از روحانیون خوب با صفا قم بودند.

یعنی دل ایشان در هوای سلوک عملی پر می زد و این امر در آثار و مشی علمی ایشان مشهود است.

من تصور می کنم آن شجاعتی که شهید مطهری در برخورد با جریان های انحرافی نشان می داد ناشی از این تدین و تدبرشان بود وگرنه در آن زمان اگر ایشان کمی از آن مواضع شدیدا اسلامی و فقاهتی و متعبدانه خود تنزل می کرد ، خیلی ها به ایشان گرایش پیدا می کردند.

کسانی بودند که با ایشان بد بودند وبد می گفتند که در آن صورت اینگونه عمل نمی کردند و کسانی با ایشان جبهه گیری می کردند و در آن صورت دیگر جبهه گیری نمی کردند.

از این افراد در اواسط دهه 40 به بعد و تا اواسط سال 50 وجود داشتند ولی ایشان بر سر مواضع خود ایستاد.

 

محقق داماد

در فلسفه معروف است که ما هیچگاه با مسئله ای روبه رو نمی شویم مگر اینکه خودمون را برای نفی آن آماده کنیم حتی در موضوعی حتی در مورد ایمان گفته اند که ایمانی راسخ نیست مگر اینکه به بی ایمانی قابل عرضه باشد، و ایمانی که با بی ایمانی قابل عرضه نیست مانند ارثی است که از پدر بزرگ به ارث رسیده است.

گرچه افراد معدودی می توانند افکار خود را اینگونه عرضه کنند

قبل از جوشش انقلاب ایشان یک دعو خاصی در فعالیت ها داشتند که به مواردی بر می گردد که شما اشاره کردید.

بعد از پیروزی انقلاب یک نوع نشاط خاصی در کارهای ایشان مشاهده می شد و به عقیده من شهادت ایشان نیز بسیار پر معنا بود.

شهادت ایشان نمایانگر کاری بود که ایشان در حال انجام آن بودند ، به عبارتی نوعی جوانه های انحراف در جامعه ما در حال رشد  بود که ایشان به مقابله با این تفکرات برخواسته بود و آنها متوجه شدند که حریف فکر ایشان نیستند پس تصمیم بر حذف ایشان به صورت فیزیکی گرفتند.

من معتقدم باید ویژگی های فکری که شهید مطهری درگیر آن شد و برای ریشه کن کردن آن شمشیر کشید و بدان جهت نیز شهید شد بررسی شود و من جای این چنین تحقیقی را خالی می بینم.

با دیدن آثار گروه فرقان در می یابیم که اینان در حوزه های وسیعی از مسائل نظر داشتند.

اینان در ماهیت وحی ، امپریالیزم و بالاتر از همه مسئله ولایت نظرات خاص خود را دارند.

آقای مطهری برای جوان های که ایشان را ندیده اند ولی دلبسته اسلام و انقلاب هستند پیام های زیادی دارد، شاید دو تا از آن پیام ها گفتنی باشد یکی طهارت روح و تقواست که تعبد ایشان مظهر این طهارت روح است

و دیگری اهتمام به تفکر ، تعقل و استدلال این سخن شنیدنی آقای مطهری و روش آقای مطهری است و شاید توجه به روش آقای مطهری امروزه بیشتر از توجه به دانش   ایشان برای ما لازم باشد.

برای مثال زمانی که بحث های اقتصادی آقای مطهری مطرح بود عده ای موافق و عده ای مخالف بودند ولی در گفت و گویی که این دو دسته به هم داشتند، دسته ای که موافق بودند استدلال می کردند این حرف ها درست است چون آقای مطهری گفته است و مخالفین نیز می گفتند این حرف ها اشتباه است چون آقای مطهری این حرف ها را نگفته است.

یعنی بحث بر سر اثبات سند بود و به جای اینکه عقل میزان و ابزار باشد نقل در اینجا مطرح بود.

من با خود فکر می کردم اگر آقای مطهری خود به این جلسه می آمدند به همه توصیه می کردند که ، این حرف ها چه برای من باشد و چه نباشد چرا درباره این حرف ها بحث منطقی نمی کنید.

بر روی این حرف ها استدلال ، تعقل و تفکر کنید و واقعا انتظار آقای مطهری از ما چه در مورد بحث های خود ایشان و چه در هر مسئله ی دیگری ، این است که این روش را فراموش کنیم.

من فکر می کنم آقای مطهری از کسی که با استدلال با حرف های ایشان مخالفت کند خیلی بیشتر از کسی که بدون استدلال و کورکورانه حرف های ایشان را بپذیرد خوشش می آید.

چون آن کسی که استدلال کرده اگر اشتباه کرده با همان چراغ استدلال یک روز متوجه می شود ولی کسی که کورکورانه می پذیرد بالاخره یک روزی به چاله می افتد ، که باید خیلی بیشتر به این مسئله توجه شود.من در پایان این دیدار خوبی که با شما آقایان در حضور مردم داشتیم و درباره یکی از شخصیت های عزیز این انقلاب صحبت کردیم ، می خواهم همه را به مغتنم شمردم آثار شهید مطهری توصیه کنم نه به این معنا که کتابهای ایشان را فقط بخوانند ، اگرچه این لازم و یقینا مفید است ولی بدان معنا که  در نظرات و افکار و کتابهای مختلف ایشان کار کنند.

خیلی کارها بر روی آثار شهید مطهری نشده که باید بشود و برخی از آنان یقینا ظرفیت فکری هم سطح یا نزدیک شهید مطهری را نیاز دارد، لیکن بسیاری از آثار هم هست که جوانان اندیشمند ، فضلا ، طلاب ، دانشجویان و اساتید می توانند نسبت به آنها کار کنند.

من چندی پیش پیشنهاد کردم که فهرست موضوعی آثار ایشان تهیه شود، و بعد از چندی گزارش دادند که چنین کاری شده و خوب هم شده بود، لیکن این کافی نیست، شنیدم که بناست گفته های و مطالب ایشان به صورت موضوعی تدوین و چاپ شود که گرچه کار بسیار خوبی است ولی کافی نیست، باید هریک از مباحثی که ایشان در آن وارد شدند و با قدرت فکر و ذهنی که داشتند راهی را گشودند، شایسته است که متفکرین آن را بگیرند و آن راه را پیش ببرند و آن فکر را تکمیل کنند و همه مواد لازم برای ایجاد مسئله پخته کامل را در آن موضوع فراهم کنند

همچنین که لازم است متفکران شایسته ای سعی کنند، از مجموعه افکار شهید مطهری در زمینه های گوناگون ، همچون فلسفه ، فقه ، مسائل اجتماعی و سیاسی و علوم انسانی ، تاریخ و غیره بیان کردند ، آن سیستم فکری قابل عرضه آقای مطهری را که در واقع جهان بینی اوست و نوع نگرش او به تاریخ و جامعه ، آینده و گذشته و حاوی پیشنهاد او برای تربیت و تکامل و سازندگی انسان و جهان است در بیاید.

جای چنین کاری نیز یقینا خالی است، که باید انجام بگیرد.

برای روح این شهید عزیز از پروردگار عالم درخواست رحمت و رضوان می کنیم و به بازماندگان محترم ایشان و خانواده شریف شان یکبار دیگر این شهادت را تبریک و تسلیت عرض می کنیم و امیدوارم جامعه ما در همان جهت و خطی که شهید مطهری می خواستند و می اندیشیدند و تلاش می کردند همواره پیش برود که خط مستقیم اسلام و قرآن است.

مشروح اين گفت وگو را از اينـــجا بشنويد

 

بر گرفته از سایت رادیو گفتگو به آدرس :
http://www.Radiogoftegoo.ir/news_bargozideview/news_leftview.php?ID=14