کد مطلب : 21
تعداد دفعات بازدید : 1344

عنوان خبر :

امام خميني (ره) رهبري جهاني
گفت و گو با پروفسور حمید مولانا، استاد دانشگاه امریکن و دکتر علی قادری، نویسنده

تاريخ ارسال خبر : پنجشنبه 31 ارديبهشت 88

 

 

امام خميني (ره) رهبري جهاني
گفت و گو با پروفسور حمید مولانا، استاد دانشگاه امریکن و دکتر علی قادری، نویسنده

 

مهمترين ويژگي امام خميني (ره) ارائه تركيبي از عرفان، فقه، سیاست ، فلسفه و ... در زندگي بشر بود.

س: امام (ره)در ایران شناخته شده ترند یا در خارج از ایران؟

مولانا: به عنوان کسی که نیم قرن خارج از کشور بوده است، تاثیر ایشان نه تنها در نخبگان بود، بلکه بزرگترین تاثیرش بر روی میلیون ها و یا شاید بتوان گفت میلیاردها مردم دنیا بود.

س: وقتی حرف از تاثیر می زنید، مرادتان از تاثیر چیست؟

مولانا: وقتی ما از تاثیر صحبت می کنیم ، منظورمان این نیست که یک فرد چقدر کارکرده یا  تغییر در رفتار و کردار یک فرد دیگر داشته است، رهبری مثل حضرت امام تاثیراتش در صحنه بین المللی و در سیستم تصمیم گیری دنیا بوده  است. از طرف دیگر ایشان بر روی مسلمانان جهان که یک چهارم جمعیت جهان را تشکیل می دهند، تاثیر بیشتری داشته است. بیداری مسلمانان دنیا در نتیجه حضور ایشان در صحنه بوده است، تاثیر بر  سازمان ها و سیستم های ملی از دیگر تاثیرات ایشان است به عنوان مثال در کشور خودمان که رژیم 2500 ساله شاهنشاهی را منقرض کردند. از سوی دیگر امام (ره) بر افکار عمومی جهان تاثیر داشتند و اینکه چه نوع سیستم سیاسی را شایسته است که  داشته باشند. بنابراین تاثیر حضور و افکار امام (ره) جهانگیر است. هر کسی که به تاریخ دنیا علاقه دارد، می داند که هیچوقت یک رهبر دینی و معنوی و سیاسی در هزار سال گذشته نداشتیم. ما اندیشمندان زیادی داشتیم که اندیشه های مذهبی را بیان کردند اما موفق به ایجاد حکومت براساس افکار خود نشده اند. مثلا افکار مارکسیستی را مارکس و انگلس بیان می کنند اما استالین و لنین آن را بنا می کنند، لیبرالیسم نیز به همین معنا است و... اما در تاریخ بشریت کسانی را داریم که موفق به این کار شدند، یکی از آنها پیامبر (ص) است که موفق به اداره سیستم سیاسی می شوند و دیگری در امیرمومنان (ع) است که تئوری بزرگ عدالت را مطرح می کنند و موفق می شوند در امامت و خلافت این تئوری را پیاده کنند، امام (ره) نیز در همین ردیف هستند چون امام (ره) هم سرمایه علمی و هم سرمایه عملی است.

قادری: امام (ره) یک عارف شیداست و این شیدایی را باید در رفتار شخصی و سیاسی و عرصه بین الملل دید. امام کتابی به نام " طلب و اراده" دارند. دراین کتاب ایشان موضوع جبر و اختیار را برگزیده اند که این نام خود نامی هنرمندانه است. به نظر ایشان هر کسی هر چیزی را طلب کند، آن را به دست می آورد. بنابر نظر امام (ره) جنس شعور همه موجودات از جنس شعور انسان است و هر کسی به اندازه  سعه وجودی خود از آن بهره مند می شود. همه موجودات شعور دارند، ایشان چنین جهان بینی دارد و معتقد به تاثیر عمل خوب و بد است. امام (ره) یک میدان جاذبه خصوصی و عمومی داشت، ایشان به همه اطرافیان خود توجه داشت و ایشان بسیاری از انسان های منفی را با یک دیدار مثبت می کرد. امام اول عارف، بعد فیلسوف و بعد فقیه بودند و ترکیبی که ارائه داده، ترکیبی از عرفان، فقه، سیاست و تاریخ و... است. عرفان ایشان با فقه شان رابطه دارد واین را می توان در احکام شان دید. اتفاقا یکی از ویژگی های شخصیتی امام این است که قالب و محتوا را همزمان رعایت می کرد. برخی افراد قالب دین را نگه می دارند و برخی به محتوا توجه می کنند، اما امام ترکیبی از این دو نمونه بود. میدان جاذبه ایشان به گونه ای است که زمانی که همسرشان با امام ازدواج می کند، عاشق ایشان می شود، شاگردان  و مردم هم این میدان جاذبه را درک می کنند. زمانی که امام (ره) وارد فرانسه می شوند، انگار که یک روح وارد فرانسه می شود. ایشان در طول اقامت در این کشور 1160 مطلب را می نگارد و خبرنگاری نیست که در این میدان جاذبه قرار بگیرد و جذب نشود. در آن دوران اگر روزنامه ای درباره امام نمی نوشت مخاطبان خود را از دست می داد. مگر می شود که کسی دوربین در اختیارش باشد و از امام عکس نگیرد و صدایش را پخش نکند. از سوی دیگر دوست داشتن در امام (ره) شکل علمی به خود گرفته و در فقه، سیاست و عرفان و فلسفه تبلور یافته است. کسی که عاشق یک دانش است با کسی که به زور درس می خواند، فرق می کند. امام و خاندان ایشان با عشق زاده شده اند، امام (ره) حتی زمانی که به دشمن خود نگاه می کردند ،نتوانستند از این عشق جدا شوند، این عشق در امام (ره) شکل نظری به خود گرفته و تبدیل به حکمت شده است، گویی که سقراط صحبت می کند. شنیدن کلام او مانند شنیدن کلام سقراط است و عطش ایجاد می کند و من معتقدم موفقیت اصلی امام (ره) در نظام بین الملل است که روند جهان را عوض کرده است و جهان قطبی را به یک نظام سیار تبدیل کرد.

مولانا: من کاملا با صحبت آقای قادری موافقم. ما خیل عاشقان داشته ایم، چرا سقراط موفق نشد که رژیم استبدادی آن زمان یونان را عوض کند، خیل عارفان داریم مانند ابن عربی، اما در امام (ره) تنها عرفان نیست و چیزی بیش از آن است.  امام (ره) انقلاب می کنند و شعار نه شرقی و نه غربی را  بیان  می کنند و برای شکل حکومتی گزاره جمهوری اسلامی را طرح می کنند، ایشان می خواهند یک نظام توحیدگرا ایجاد کنند که با انقلاب فرانسه، شوروی و... متفاوت است یعنی ترکیبی از عرفان و معنویت و اندیشه و قاطعیت را با خود دارد. زمانی که ایشان به پاریس آمدند به خبرنگاران اطلاع داده شد که کفش های خود را دربیاورند و من ندیده بودم که در جای دیگری خبرنگاران خارجی این کار را انجام دهند. جذابیت عرفانی ایشان نکته بعدی است، یعنی شما با کسی سرو کار داشتید که فقیه و دانشمند و عارف و.. بود و ما این ترکیب را پیدا نمی کنیم. حضرت امام (ره) به الگوی  دولت- ملت علاقه ای نداشتند و فراسوی آن فکر می کنند و می گویند که جهان شمولی ما جهان شمولی اعتقادی است که باید سرزمین های اسلامی را جزئی از امت بزرگ بدانیم و  از این رو همه را به امت اسلامی دعوت و جهان را به توحیدگرایی سفارش می کنند. یکی از ویژگی های بزرگ امام اعتماد به نفس و قاطعیت ایشان است. اما بزرگترین چیزی که مرا مسحور امام (ره) کرد این بود که با اینکه ایشان سفر زیادی به دنیا نداشتند اما گویا ایشان تمام اندیشه ها را می شناسند. بزرگترین تاثیر امام (ره) بر روی علوم انسانی و اجتماعی غرب بود، ایشان معادلات را به هم می زنند، ایشان مرا وادار می کند که فکر کنم  و منابع قدرت را بشناسم. قدرت امام و بسیج مردمی از کجا به ظهور می رسد، اینجاست که ما استادان و دانشگاهیان و مردم دنیا متوجه می شویم که حقانیت جای دیگری است، در آن زمان من واژه قدرت نرم را به کار بردم  و از آن زمان این واژه قدرت نرم بکار رفت، قدرت نرم خود امام (ره)  است وامروز هم  در دانشگاه های آمریکا متوجه شدند که قدرت تنها سخت افزاری نیست اما سعی می کنند نامی از اسلام (ره) ، دین و عرفان نبرند و قدرت رسانه ها را جایگزین آن می کنند. اگر جایگاه امام اینقدر موثر و بالا نبود، اینهمه  پروپاگاند علیه ایشان مطرح نمی شد.

س: مردم تعریفی برای قدرت موثر دارند، درباره مردم از نگاه امام توضیح دهید.

قادری: امام از جمله فیلسوفانی که معتقد است جامعه وجود حقیقی دارد، ما فیلسوف بزرگی نظیر استاد طباطبایی داریم که معتقد به این وجود حقیقی نیستند. به نظر امام (ره)، ملت وجود حقیقی دارد، اگر به نیازهای حقیقی فرد توجه کنیم، آنگاه می توانیم براساس آن برای جامعه راه حل داشته باشیم، برای این وجود حقیقی باید سازمان و تشکیلات در نظر گرفت. از نظر امام (ره) جامعه دوام تاریخی دارد، امام (ره) از یک وجب خاک ایران نمی گذارد اما ملیت پرستی را محکوم می کند چون این تفکر نفی دیگری است ، در حالی که ایشان معتقدند چیزی به نام امت وجود دارد. امام جامعه جهانی و امت ها را به رسمیت می شناسد، ایشان در روز تولد حضرت عیسی برای مسیحیان دنیا یک پیام می فرستد و می گوید که من از ملت مسیح می خواهم که برای ملت ایران دعا کنند تا از ستم رها شود، او به ملت مسیح یاد می دهد که فهم خود را از دعا ببرد و برای یک ملت دیگر دعا کند تا از ستم رها شود. ایشان با این کلام از یک مسیحی، یک مبارز می سازد. شاه گفت ما آزادی می دهیم ،امام گفتند معلوم است که آزادی را گرفته ای که می خواهی آن را بدهی، ایشان اشاره می کنند که آزادی را خدا داده است  و  بدین ترتیب خدا وآزادی را به هم پیوند می زد آنهم در فرانسه و  کشوری که می خواهد خداوند را کنار بزند، کلام امام خمینی موضوعات بین المللی را عوض کرد. در قرآن در مورد انسان بیشتر صفات  منفی است و تنها در جاهایی عناوین مثبت داریم. در کنار آن کلمه بشر را داریم که دارای بار معنایی مثبت است و خداوند پیامبران را با واژه بشر به کار برده است. واژه دیگر آدم است که مسجود ملائک است. بنی آدم و ذریه آدم را نیز داریم که معنای دیگری دارند. زمانی که از "ناس" یا مردم استفاده می کنیم به معنای مردم است. من در کنفرانس آلمان مفهومی را در مقابل حقوق بشر مطرح کرده ام و آن حق الناس است. امام به ناس توجه دارند . مفهوم ناس تنها قابل اطلاق به ایرانی ها  نیست و آدم و بنی آدم و.. را شامل می شود. ایشان می گویند مگر اسلام برای مسلمین آمده است، بلکه اسلام برای کفار آمده است. از نظر ایشان  در حقوقی که مردم مسلمان دارند، دیگران هم بایستی از آن منتفع شوند.

مولانا: تاثیر ایشان روی افراد و جامعه زیاد است. یکی از کارهایی که امام (ره)  موفق به آن شدند این بود که ترس مردم را از بین بردند. قبل از آن مردم از شاه ، آژان، کلانتری و شهرداری و آمریکا و.. ترس داشتند، اما ایشان این ترس را از بین بردند و ترس از خداوند را جایگزین آن کردند. ترس با قدرت رابطه دارد و ایشان معنای قدرت را عوض کردند، ایشان بت هایی که در مغز ماست  شکستند. اینجاست که قدرت امام (ره)  سوای دیگر قدرت هاست. ایشان عزت و کرامت مردم را بالا بردند و نسل جوان باید بداند که اگر امام (ره) و انقلاب نبود، ترس آنها از اشیاء و کارهای منحوس امروزی بود. ایشان به ما اعتماد به نفس دادند و بت های ذهنی ما را شکستند. ما پیش از آن مسحور تجددگرایی شدیم اما امام گفتند که معنای پیشرفت این نیست، ایشان اولین کسی بود که در این دوران 400 ساله علیه تجدد شوریدند و بالاتر از آن آزادمنشی را ترویج کردند. کسانی که موفق به درک اندیشه امام شدند، خلاقیت دارند، به همین خاطر است که تحول و تغییر اندیشه در شاگردان امام زیاد است. انقلاب امام ، انقلاب درونی است، در حالی که یکی از ویژگی های انقلاب های سابق این است که آنها با تغییرات بیرونی سر و کار دارند  و شاخص های آن مادی و بومی است.

س: فهم غیرمسلمانان از امام چگونه است؟

مولانا: هنوز هم آنان مسحور این اند که چطور می شود یک فقیه بتواند این کار را بکند و این مسئله برایشان معماست و هنوز در دانشگاه های غرب به خوبی تبیین نشده است یا نمی خواهند تبیین کنند چون موقعیت خودشان به خطر می افتد.

س: کدام حرف و رفتار امام برای آدم غیر آسیایی و غیرمسلمان موثرتر است؟

مولانا: آنجایی که می گویند در این جهان مستضعفین هستند ،نه اینکه پرولتاریا و کارگران هستند، بنابراین این وضع باید عوض و عدالت برقرار شود. در اینجا تاثیر  این اندیشه امام (ره) را در آمریکای لاتین می بینیم، یکی از ویژگی های امام (ره)  این است که از جمعیت و مردم و ناس صحبت می کنند. ولی رسانه های دنیا و زیرساختارهای استکباری تا امروز مقاومت می کنند چون نمی خواهند این افکار اشاعه پیدا کند و در این انتخابات نیز ما باید به این مسئله توجه کنیم و به کسی رای دهیم که جلوی مستکبرین بایستد و ایران رابه جای متهم در جایگاه مدعی قرار دهد. امام یکی از پیشکسوتان مبارزه با زورگویی و یکی از قهرمانان حقوق بشر است. هفته ای که قیام 15 خرداد صورت گرفت من از دانشگاه شیکاگو دکترا گرفتم. در آن زمان در روزنامه های آمریکا ذکر شد که یک شورش در تهران صورت گرفته است و در آن زمان بود که اسم امام  خمینی مطرح شد ، حتي ترس داشتند که عکس امام (ره) را چاپ کنند و به جای آن عکس علم را چاپ کردند. 5 ماه پس از قیام 15 خرداد من به تهران آمدم و شاهد جریانات بودم.

س: تلقی امام از مردم چیست؟ با توجه به اینکه دیدگاه های مختلفی امروزه از مردم وجود دارد.

قادری: امام (ره) وقتی به مردم می رسد میان مردم و مسئولین تفاوت قائل می شود و مسئولین را موظف به خدمتگزاری می دانند و حقوق و تکالیف را خیلی خوب تشریح می کنند. از نظر ایشان در موقعیت های مختلف جای مردم و مسئولین عوض می شود و هر فرد در جایگاه خود مسئول و موظف به پاسخگویی است. امام (ره) معتقدند وجدان عمومی مردم اشتباه نمی کند، امام معتقد است مردم در برابر پیامبران نمی ایستند و مردم در برابر دین هیچ مقاومتی ندارند. امام معتقد است که اگر لااکراه فی الدین را خوب تفسیر کنیم، به این معناست دینی که در آن اجبار باشد دین نیست.

پرفسور مولانا: هموطنان باید بدانند که این امنیت فکری و کشوری ما مرهون امام (ره) است و برای همین ما باید خود را قوی و در صحنه بین المللی ابراز وجود کنیم. 

 

بر گرفته از سایت رادیو گفتگو به آدرس :
http://www.Radiogoftegoo.ir/news_bargozideview/news_leftview.php?ID=21