کد مطلب : 28
تعداد دفعات بازدید : 1731

عنوان خبر :

بررسی و نقد فیلم محاکمه در خیابان در برنامه صدای تصویر
میزگرد با حضور:مسعود کیمیایی کارگردان/عزیز الله حاجی مشهدی منتقد/جواد طوسی منتقد/جمشید ارجمند مترجم و نویسنده /محمود گبرلو منتقد /علی آخوندان منتقد

تاريخ ارسال خبر : يكشنبه 24 خرداد 88

 

 
بررسی و نقد فیلم محاکمه در خیابان در برنامه صدای تصویر
میزگرد با حضور:مسعود کیمیایی کارگردان/عزیز الله حاجی مشهدی منتقد/جواد طوسی منتقد/جمشید ارجمند مترجم و نویسنده /محمود گبرلو منتقد /علی آخوندان منتقد
 

بررسی و نقد فیلم محاکمه در خیابان
در برنامه صدای تصویر / رادیو گفتگو :

میزگرد با حضور:
مسعود کیمیایی کارگردان سینما
عزیز الله حاجی مشهدی مدرس و منتقد سینما
جواد طوسی نویسنده و منتقد سینما
جمشید ارجمند مترجم و نویسنده سینما
محمود گبرلو مدرس و منتقد سینما
علی آخوندان منتقد سینما


یک فیلم را می توان از دیدگاههای مختلف مورد بحث و بررسی قرار داد. امیدواریم برنامه بحث درباره فیلم محاکمه در خیابان ، محمل مناسبی برای توجه به برخی مسائل سینمای کنونی ایران باشد...

مجری: با سلام به شنوندگان خوب رادیو گفت و گو بنده عزیز الله حاجی مشهدی باتفاق دست اندرکاران تولید برنامه رادیویی صدای تصویر و مهمانان عزیز حاضر در این برنامه در خدمت شما هستیم و امیدواریم که تا پایان برنامه همراه ما باشید. در این برنامه در خدمت مسعود کیمیایی ، فیلم ساز نام آشنای سینمای ایران هستیم. بیست و هفتمین فیلم بلند سینمایی ایشان به نام محاکمه در خیابان که این روزها روی پرده رفته است. در این برنامه آقایان جمشید ارجمند منتقد و نویسنده نام آشنای سینمای ایران، جواد طوسی منتقد و نویسنده ، محمود گبرلو مدرس و منتقد سینما و علی آخوندان از کارشناسان عرصه رسانه همراه ما هستند.
عزیز الله حاجی مشهدی: جناب آقای مسعود کیمیایی خیلی خوش آمدید به برنامه خودتان، قبل از هر چیز خوب است به روال معمول گفتگویی با شنوندگان برنامه رادیو گفت و گو داشته باشید.

مسعود کیمیایی: البته قدیمی ها می دانند که بنده رادیو را خیلی دوست دارم. در دوران جوانی ما ، رادیو رسانه غالب بود. در واقع رادیو انتقال دهنده فکر از سیاست و حکومت به مردم است. هم اکنون نیز فکر می کنم رادیو بسیار محرم تر از رسانه های دیگر است.

عزیز الله حاجی مشهدی: از آقای ارجمند هم که بیش از چهار دهه در عرصه نقد سینمای ایران فعال هستند دعوت می کنم گپ و گفت اولیه ای داشته باشند.

جمشید ارجمند: بنده نیز رادیو را همیشه به سایر رسانه ها ترجیح می داده و می دهم ، من در دهه چهل برنامه ای در رادیو دو آن زمان داشتم و از آن موقع با اهمیت رادیو بسیار آشنا هستم. من زمانی احساس کردم مفید واقع می شوم که با فیلم های مسعود کیمیایی آشنا شدم. در واقع از فیلم قیصر ما با سینمای ایران آشنا شدیم. انشاا... در این برنامه سعی می کنیم چیزی برای نشان دادن به بیننده داشته باشیم البته من از این فیلم (محاکمه در خیابان بسیار خوشم امد)

جواد طوسی: برنامه صدای تصویر در شبکه ای در حال پخش است که رویکرد فرهنگی و هنری خاصی در مقایسه با دیگر شبکه های رادیویی دارد و به فرهنگ بهای بیشتری می دهد. امیدوارم موضوع مورد بحث فیلم محاکمه در خیابان به عنوان آخرین کار فیلم سازی، با قدمت آقای کیمیایی بتواند محمل و بهانه مناسبی برای توجه به برخی مسائل سینمای کنونی ایران باشد. این فیلم می تواند آسیب شناسی سینمای کنونی مارا هم درپی داشته باشد.

حاجی مشهدی: یکی از ویژگی های برنامه صدای تصویر حضور چهره هایی از نسل های مختلف و دیدگاه های متفاوت در آن است. قرار هم نیست به دلیل ارادت و علاقه ای که به شخص مسعود کیمیایی به عنوان فیلم ساز داریم همه حرف ها جانب دارانه و با لحن اثباتی باشد. آقای کیمیایی ما در این برنامه قصد تحلیل و بررسی دقیق فیلم محاکمه در خیابان را نداریم، در واقع این برنامه بهانه ای است تا از حضور شما و دوستان گرانقدری که به شنوندگان این برنامه معرفی شدند استفاده کنیم برای انتقال تجربه چند دهه فیلم سازی ایران بویژه به جوانان علاقمند به این هنر. آقای آخوندان بفرمایید

علی آخوندان: من هم خوشحالم که در خدمت شما و دیگر اساتید عرصه سینما هستم. البته من نسبت به دیگر ریش سفیدانی که در این جمع حضور دارند جوان محسوب می شوم و در واقع نماینده نسل حاضر دیدگاه خودم را درباره این فیلم طرح می کنم.

عزیز الله حاجی مشهدی : نقد فیلم همیشه مکاشفه ویژه ای است که در طول نوشتن و چاپ شدن با آدابی خاص همراه است که درست مانند فیلم سازی ، برای فردی مثل مسعود کیمیایی شاید تماشایی، دیدنی و گوارا باشد. البته گاهی میشنویم که بطور بی انصافانه ای پیش داوریهایی درباره آقای کیمیایی می شود بویژه در بین جوانان که مثلا گفته می شود چرا المانه های فیلم سازی مسعود کیمیایی مانند گذشته است. برای ورود به بحث اشاره می کنم به گفته چندروز اخیر شما ، اینکه می گوید در سینما اثرمستقل وجود ندارد به چه معناست؟ شاید این بهانه ای باشد برای توجه به سینمای اقتباسی و اقتباس در فیلم نامه نویسی ؟

کیمیایی: وقتی یک اثر کنترل می شود دیگر مستقل نیست، کنترل در هنگام فیلم نامه نویسی ، کنترل در ساخت و کنترل در هنگام نشر ، هنگامی که این همه کنترل صورت می پذیرد، هنگامی که یک فکر بر یک اثر تحمیل می شود باعث می شود آن اثر دیگر مستقل نباشد. هنگامی که این کنترل صورت می گیرد هم اثر را از استقلال دور کرده و هم فضایی تاریک برای نقد ایجاد می کند. نقد درصورتی سازنده است که شما سایه ای را بالای سر خود حس نکنید، نقد در صورتی سازنده است که اثر تحت تاثیر عامل بیرونی نبوده باشد. نقد زمانی که بر اثری متاثر از عوامل بیرونی انجام شود نقدی بیمار است.

عزیز الله حاجی مشهدی: حتما آقای ارجمند ، اقای طوسی یا آخوندان هم وارد این بحث خواهند شد. شما یک مقدار به حال رمان نویسان قبطه نمی خورید که در خلوت خودشون را می نگارند.

مسعود کیمیایی: البته بخشی از مشکل از آنجاست که مدیرانی که می آیند برای خودشان روشهای و نگرشهای خودشان را می َآورند و آیین نامه مستقل و ثابتی وجود ندارد.

جمشید ارجمند: آزادی لازمه خلق یک اثر هنری است. آفرینش هنری بدون آزادی نه تنها به کمال نمی رسد بلکه ناقص هم خواهد بود. به عنوان مثال آقای کیمیایی در فیلم سلطان قصد داشت، این اثر را به نوعی برداشت از جیب بری در خیابان جنوبی بسازد. فیلمی که ما قدیمی ها بارها عاشقانه آنرا نگاه می کنیم. شما قصد داشتید در اقتباسی از ساموئل فولر بسازید هرچند شما نتوانستید آنچه می خواهید بسازید. البته سلطان هیچ وقت به دل من ننشست چون جیب بری در خیابان را دیده بودم. تاکید می کنم  بدون آزادی، سینما و فیلم هرگز مستقل نخواهند بود.

عزیز الله حاجی مشهدی : فکر کنم اشارات شروع بحث ما اشاره خوبی هست به بحث اقتباس نویسی و ورود به این عرصه که چقدر از فرهنگ خودمان در تدوین فیلم استفاده کرده ایم. و نگاهی داشته باشیم به تولیدات فعلی تلویزیونی بویژه در بخش انیمیشن که نگاهی اجمالی دارند به فرهنگ و سنت دیرینه ما.


جواد طوسی: بنده معتقدم یکی از مولفه های اصلی سینمای مسعود کیمیایی نقطه اتکایی است که به استقلال دارد. مقایسه تطبیقی دو دوره فیلم سازی آقای کیمیایی می تواند برای بحث مقدماتی ما زمینه مناسبی باشد. علیرغم تمام محدودیت ها و فشاری که در یک دوره وجود داشت، ببینید فیلم سازی از جنس مسعود کیمیایی چطور خودش را به شرایط تحمیل می کند و آثاری مثل قیصر، خاک و یا به خصوص فیلم شاخصی چون گوزن ها را تولید می کند. درحالی که فیلم توقیف می شود و به یک پایان بندی ناخواسته تن می دهد اما اثر خودرا بجا می گذارد. چه عواملی موجب می شود که از یک خوش بینی تاریخی مثل سفر سنگ فیلم ساز نمی تواند این حوزه استقلال را تثبیت کند. به همین دلیل است که ما در دوره فیلم سازی اقای کیمیایی نقاط خاکستری می بینیم. فیلم ساز در همین فیلم آخر تلاش دارد اندیشه برگرفته از دنیای فیلم ساز در امیر تا نکویی نمایش دهد. توجه به نکات مورد توجه مسعود کیمیایی نشان میدهد که فیلم ساز چگونه در این ساخته خود نیز به مسائل جامعه با نگاه روز توجه دارد. 

عزیز الله حاجی مشهدی: دراین بخش از برنامه با ارتباط تلفنی در خدمت محمود گبرلو هستیم. آقای گبرلو نظر شما درباره دیدگاههای بسیار ضد و نقیض منتقدان و صاحب نظران درباره آثار مسعود کیمیایی چیست؟

محمود گبرلو: ببینید طبیعی است که یک فیلم ساز را با آثاری که در گذشته داشته است تحلیل و بررسی می کنند.  به همین دلیل است که وقتی بیست و هفتمین فیلم مسعود کیمیایی روی پرده می رود باید با یک اثر متفاوتی روبه رو شویم. معمولا در نقد و تحلیل یک اثر سینمایی باید از همه زوایا وارد بحث شد. بنده فکر می کنم این بار آقای کیمیایی در فیلم محاکمه در خیابان سعی کردند بسیار متفاوت باشند به گونه ای که زاویه نگاه ها را به سمت خود فیلم نه به گذشته آن، سوق دهند. البته شاید انتظار ما از مسعود کیمیایی با توجه به آثار گذشته او خیلی فراتر باشد، چراکه مسعود کیمیایی را به گونه ای دیگر می بینیم. البته جامعه را هم می شناسیم.
آقای کیمیایی فیلم سازی هستند که به مسائل اجتماعی می پردازند و مسائل جامعه را گاهی اوقات به نقد و تصویر می کشند تا بیننده به یک تحلیل در خصوص جامعه برسد. بنده گمان می کنم که اشکال اساسی در شناخت آقای کیمیایی از فضای روز جامعه است. تقریبا 30 سال از انقلاب اسلامی می گذرد و همین طور از سال های قبل از انقلاب، فیلم هایی که در آن دوران ساخته می شد برپایه تفکر خاصی بود و فیلمی که هم اکنون ساخته می شود تفکر و نگاه مختص خودش را دارد. جامعه تغییراتی کرده و تفکراتی بر آن حاکم شده که با گذشته بسیار متفاوت است. اگر فیلم ساز بخواهد با توجه به نگاه گذشته خود فیلم بسازد موفق نخواهد بود. البته ممکن است این فیلم بیننده زیادی هم داشته باشد اما این تعداد بیننده بخاطر اسم کارگردان یا عنوان فیلم باشد. این به معنی ارتباط برقرار کردن بیننده با فیلم نیست.

عزیز الله حاجی مشهدی: آقای گبرلو در گفته های خودتون اشاره کردید از نشانه های تصویری فیلم ساز ، ایا استفاده از ال مانهای مشابه در فیلمها را یک تکرار می دانید و آیا کار هنرمند در مقام یک فیلم ساز صرفا به تصویر کشیدن اوضاع و احوال اجتماعی است؟

محمود گبرلو: ببینید هنگامی که یک فیلم ساز فیلمی را می سازد ، برای خود مولفه هایی دارد که از اعتقاد و آرمان او نشئت می گیرد. بنابراین باید بپذیریم که کارگردان آنچه را که بیان می کند اندیشه های اوست. در ضمن آقای کیمیایی برای خود سبک مستقلی دارد. در فیلم محاکمه در خیابان ، نشانه های اعتقادات و اندیشه های آقای کیمیایی وجود دارد. این درست است و قابل تقدیر. البته نکته مهم این است که این فرهنگ و یا آرمان و اعتقاد فیلم ساز ، تا چه حد در جامعه امروز ما باور پذیر است.  اشکال اساسی که در محاکمه در خیابان وجود دارد این است که آقای کیمیایی سعی کرده خودش نباشد و یک فرد دیگری باشد که این یک اشتباه است. در واقع سبک و سیاق گذشته اقای کیمیایی به او اجازه نمی دهد که خودش باشد و نزدیک به شراط امروز. معمولا اساتیدی که فیلم می سازند پس از دوره ای به کنار میروند و سعی می کنند نقش استادی را برای شاگردان خودشان ایفا کنند.

عزیز الله حاجی مشهدی: این مقدمه ها مهمل خوبی شد برای ورود به بحث اصلی ، آقای کیمیایی یک جمله دیگری که این روزها گفتید اینکه می گویید: وای به روزی که قداست از سینما رخت بربندد ، به چه معنا است؟

مسعود کیمیایی: تنها چیزی که از سینما باقی مانده قداست آن است. زمانی ما سینما را برای روزهای تعطیل و سرگرمی بخواهیم ، قداست سینما را زیر سئوال برده ایم. وقتی از سینما بعنوان خوراک یاد می کنیم برای سرگرمی این فاجعه است. بخشی از سینما برای آخر هفته و تعطیلات است. اینکه یک فیلم و اندیشه های آن مورد توجه یک برنامه رادیویی جدی قرار گرفته می شود. یا منتقدینی داشته باشد و در جهان از آن به عنوان سکوی فکری نام می برند. این نشانه قداست سینما است. یعنی سینما دیگر فقط یک خوراک نیست که مصرف شود، سینما بیننده دارد نه مشتری. ما هرچه به سمت آسان بودن برویم و دولتها سینما را با کنترل و بی درد سر کردن سینما آنرا آسان کنند از قداست سینما کاسته می شود.

جواد طوسی: بنده فکر می کنم جزئیات و نشانه هایی که در فیلم مورد بحث، رد یابی کنیم فیلم سازی ما را سوق می دهد به آن الزام و اصراری که فیلم سازی در موقعیت آقای کیمیایی نسبت به حوزه اخلاق دارد. در این حجم انبوه تولیدات مجموعه ها و تله فیلم که در بعد وسیع از تلویزیون و همچنین اهمیت بازگشت سرمایه برای تهیه کنندگان ، فیلم هایی مانند محاکمه در خیابان اهمیت ویژه ای دارد. اما این موضوع را می توانیم با نقطه نظر آقای کیمیایی در این فیلم مقایسه کنیم.  اگر آن بار تالیفی را به عنوان یک نقطه محوری در سینما و دنیای مسعود کیمیایی مد نظر قرار دهیم ، متوجه می شویم که نگاه  تا چه میزان در سینما اهمیت دارد. حال جنس نگاه این زمانه را با آن نقطه تطور یافته تاریخی مقایسه می کنیم. فرضا عاشقانه ها ، در آن حرمتی که قرار بود در کانون خانواده شکل پیدا کند.  مثلا در فیلم قیصر، قیصر زمانی که می خواست با نامزد خود حرف بزند، کلام و اجرا و خود آن "میزان سن" در خدمت اخلاقیات است. یا در فیلم داشا کل ، وقتی میان سالی می خواهد عشق پنهان خود را عنوان کند این را در خلوت خود با یک طوطی در میان می گذارد. در فیلم خاک این حوزه اخلاقیات در زیر سقف امن ، ارامش یافته بابا سبحان و خانواده اش است. نوع رابطه ای که قدرت در کانون خانه سید می خواهد اعمال کند، یا در رابطه امیرعلی و مجدیه، همه این مسائل در همان حوزه اخلاقیات دنبال می شود. شاید برای نسل میان سال ، در آخرین فیلم کیمیایی "محاکمه در خیابان" اقناع کننده نباشد، اما ببینید اخلاقیات تا چه حد شریف و توام با منزلت فردی اجتماعی بنا می شود. انسانی با آن هم نشینی و خاکستری بودن شخصیتی مثل مرجان از گذشته ای برخوردار است که خودش نیز تمایلی به عیان کردنش ندارد. ولی در خلوت ، دست می کشد روی جای خالی مردی که به عنوان همسر اینده اش انتخاب کرده است و با بغض، دلواپس او است. خود نکویی نیز وقتی متوجه می شود که کانون اخلاقیاتش مخدوش شده است، از تصویر سینمای خانگی روی بر می تابد ، اما وقتی متوجه می شود این مرد باعث کشته شدن همسرش شده است در یک نقطه ، دورا دور با نوعی نگاه کردن، در حال پس زدن این شخص است، همچنین از سوی دیگر در حال خداحافظی با این فرد است و به شکلی می خواهد کانون خانواده ای که نداشته است پیدا کند. آدم ها با اینکه افرادی آسیب پذیر شده اند اما باز پناه می آورند به کانون اخلاقیات.
این شریف ترین نگاه است که در سینمای امروز جایش خالی است و فیلم سازی مثل مسعود کیمیایی با این موقعیت و جایگاه ، این موضوع را بسیار زیبا نشان می دهد. همچنین جایگاه فردی و اجتماعی آدم ها و فاعلیت خودش به عنوان یک ناظر را نمایش می دهد. نگاه کنایه امیز یک فیلم ساز در جامعه ای کاملا بی رحم تغییر را تجربه می کند، فیلم ساز به طور تلویحی و کنایه آمیز و چه بسا با دلواپسی ، مردم را متوجه این وضعیت می کند. اما نکته دیگر اینکه رابطه ای دوستانه بین امیر و حبیب وجود دارد. رفاقت نیز کنایه آمیز از جانب فیلم ساز عنوان می شود، حبیب می گوید به من نگاه نکن در زمانی رفاقت با نگاه کردن و با خیره شدن نمایش داده می شود که تجلی عیانش در فیلم گوزن ها بود. اما حالا  وقتی که بخواهد یک واقعیت به دوستش متذکر شود می گوید به من نگاه نکن و این بار کلام وضعیت موجود این رفاقت و آن عوامل خدشه پذیرش را نمایش می دهد. در عین حال رفاقت بر سر جای خود محفوظ است اما آن رفاقت کلاسیک در شکل اجرا و ابرازش وجود ندارد.

علی آخوندان: با فرض اینکه ، کسی که در ممیزی نشسته، از دانش سینمایی بسیار قوی بر خورداراست ، باز هم به اندازه مسعود کیمیای نگران کارنامه فیلمساز نیست، نگران مخاطب و امضای خودش نیست، زیرا این اثر در تاریخ ماندگار خواهد بود و اگر مشکلی داشته باشد به نام مسعود کیمیایی نه به نام ممیز ثبت می شود. با محدود کردن فیلم ساز نتیجه این می شود که کار فیلمساز دشوار می شود و سینما از فیلم های بی محتوا پر شود که  فقط می خندانند. زیرا ما کمدی های خوب زیادی داریم که نیشش از بسیاری از فیلم های جدی ما بیشتر است. فیلم باید از فرم خوبی برخوردار باشد تا بتواند مخاطب را جذب کند. نتیجه این که کار را برای فیلم سازهای جدی و مستقل و فیلم ساز هایی که حرفی برای گفتن دارند سخت می کنیم. یک میدان بی رقابت برای افراد کوتاه و ضعیف بوجود می آید که نتیجه مشخصی دارد. شما مقایسه کنید شهر را در سلطان (75) با شهر در محاکمه در خیابان ، شهر در سلطان جایی برای رها کردن خودش و لذت بخش است اما در محاکمه در خیابان جایی برای دغدغه و تار.

جمشید ارجمند: ازبین رفتن قداست سینما، کم رنگ شدن اخلاقیات آن نیست، بیم از خود سینماست ، بلکه ترس از ظهور افرادی چون تارنتینو و ظهور فیلم هایی مثل اره است. ترس از غیبت افرادی چون فورد، فولر و هیچکاک است که در ضمن به تصویر کشیدن یک داستان طولانی خون بی مورد نشان نمی دهد. اگر ما فیلم های بزرگ گذشته را می دیدیم و با آن ها بزرگ می شدیم الان مانند کیمیایی بیم قداست سینما را داشتیم.

مسعود کیمیایی: من با اقای ارجمند یک همخوانی دارم. با نمایش بی اخلاقی و ناصبوری انسان در تولیدات تلویزیونی مثلا دیدن کشته شدن بچه پنج ماهه بدست مادر ، یاد شوخی های کثیف در مهمانی ها ، ما داریم تنها می شویم. با ظهور فیلم های جدید، ما در حال دور شدن از گذشته و انزوا هستیم.  وای به حال کسی که در دوران خودش به پایان نرسیده ، وارد دوره دیگری شود. آنوقت باید تمام هستی خودرا پاسخ دهد. اگر در دوره خود باشیم جواب تمام سئوالات را داریم. این دوره ای که جهان مبتلا به آن است ، که البته در کشورهای پیرامونی آسیب بسیار بیشتر است، مثلا جنگ را بیشتر دراین اینجا مشاهده می کنیم. فولر در آن فیلم سگ سفید نشان می دهد که این سگ چگونه یک وقتهایی رفتار تند نشان می دهد. دست آموختگی در فرهنگ کشورهای پیرامونی در حال اپیدمی شدن است و این طور نیست که تمام تقصیر گردن تارنتینو باشد. او هم از طرف بسیاری از منتقدان بزرگ ، شخصیتی قوی شناخته می شود. این بستگی به شرایط روز جهان دارد. به هر جهت اگر خشونت را خوب نسازی تبدیل می شود به فیلمهای تارنتینو و یا عاشقانه ها را اگر خوب نسازی تبدیل می شود به سینمای زیرزمینی.

 

بر گرفته از سایت رادیو گفتگو به آدرس :
http://www.Radiogoftegoo.ir/news_bargozideview/news_leftview.php?ID=28